هیچ
عالم همه هیچ و اهل عالم همه هیچ
ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
+خط خورد شنبه نوزدهم آبان 1386زمانی که گذشت5:30 بعد از ظهرخطی خطی های بهناز |
یه مشت حرف کهنه

یک طبق شکوفه ی تازه ی مهر
برای نثار مقدمت در بغل دارم
راهت را گلباران و جانم
را نثار قدمهایت می کنم
منتظرم تا تو از راه برسی
@@@@@@@@
حرف های ما هنوز ناتمام
تا نگاه می کنی : وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی......
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عظیمت تو ناگزیر میشود
آه! ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان چقدر زود دیر میشود!
برای نثار مقدمت در بغل دارم
راهت را گلباران و جانم
را نثار قدمهایت می کنم
منتظرم تا تو از راه برسی
@@@@@@@@
حرف های ما هنوز ناتمام
تا نگاه می کنی : وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی......
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عظیمت تو ناگزیر میشود
آه! ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان چقدر زود دیر میشود!
منوی اصلی
خطاط
خط های قبل
هفته دوم تیر 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته سوم شهریور 1386
همسایه های هم خونه
