تبليغاتX
  از من نپرس خونت کجاست.......... - امروز ......فردا ..........چه وقت؟











از من نپرس خونت کجاست..........

نــــــــــــــــــــــــــدارم!!!!!!!!!!!!!!!
امروز ......فردا ..........چه وقت؟

نه از آغاز چنین رسمی بود

و نه فرجام چنان خواهد شد

که کسی جز تو ، تو را دریابد

تو در این راه رسیدن به خودت تنهایی

ظلمتی هست اگر

چشم از کوچه یاری بردار

و فراموش کن این کهنه خیال

نور فانوس رفیقی که تو را در یابد!

دست یاری که بکوبد در را

پرده از پنجره ها برگیرد ، قفل را بگشاید

کوله بارت بردار

دست تنهایی خود را تو بگیر

و از آیینه بپرس

منزل روشن "خورشید" کجاست ؟

شوق دریا اگرت هست روان باید بود

ور نه در حسرت تنهایی رودی به زمین

خواهی شد

مقصد از شوق رسیدن خالیست

راه، سرشار امید

و بدان کین امروز

منتظر فردایی است

که تو دیروز در امید وصالش بودی

بهترین لحظه راهی شدنت اکنون است

لحظه را در یابیم

باور روز برای گذر از شب کافی است

و از آغاز چنین رسمی بود

که سرانجام چنین خواهد شد.

"کیوان شاهبداغی"

+خط خورد چهارشنبه هفتم آذر 1386زمانی که گذشت1:16 بعد از ظهرخطی خطی های بهناز |